تبلیغات
اندیشه من-2 - مطالب بهمن 1391
پنجشنبه 1391/11/26  02:31 ب.ظ




سایت محک


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 1391/11/25  10:46 ب.ظ



دین مانوی آئینی عرفانی و ترکیبی از ادیان مسیحیت ٫ زرتشتی و گنوسی بود که مانی[۱] پسر

فاتک همدانی آن را در سدهٔ سوم میلادی در ایران‌شهر بنیان گذارد[۲]. در این دین از مسیحیت ایده مسیح

منجی وارد شده‌است و از دین زرتشتی یا زروانی اعتقاد دوگانه به نیکی و بدی[۳]. تاثیرپذیری دین مانی از

 مذهب بودایی نیز بصورت ورود اصل تناسخ به این مذهب مشهود و آشکار است. دین مانی برپایه ثنویت استوار

است و همین مورد آن‌را مانند دین مندایی در رسته ادیان ایرانی قرار می‌دهد. در مانویت جنگ میان دو دنیای

تاریکی و نور منجر به نابودی ماده و رهایی روح می‌شود. دنیای مادی در دین مانوی نماد تاریکی و پلیدی است و

انسان که موجودی دوگانه‌است (روح از دنیای روشنایی و جسم از دنیای تاریکی) می‌تواند به نیروهای روشنایی

برای پیروزی نهایی کمک کند.

این آیین در مدت کوتاهی بر پهنهٔ وسیعی از جهان آن روزگار مانند خاورمیانه، اروپا و مصر و هند و چین و آسیای

مرکزی سایه گستراند. و تا سدهٔ دهم میلادی کماکان قدرت خودعالمگیری خود را حفظ نموده بود. پس از آن

اندک اندک از همه‌گیری‌اش کاسته شد. عناد موبدان زرتشتی با شخص مانی و آموزه‌هایش و تکفیر پیروان این

 آیین عرفانی از سوی مسلمانان موجبات انحطاط مانوی گری را در جهان فراهم ساخت. کلیسای کاتولیک نیز

گرایش مانویت را الحاد اعلام کرده بود. با این‌حال مانویان همبستگی خود را تا مدت‌ها حفظ نموده و به دین خود

 معتقد ماندند




در آیین مانوی انسان دارای دو بعد خدایی و منور و اهریمنی و تاریک است که حاصل امتزاج نور و ظلمت در دوران

آفرینش می‌باشد. انسان باید به روح خود که همان ذرات نور دربند است توجه نشان داده و جسم و دنیا و مافیها

را به بوته فراموشی بسپارد. توجه به آنچه به روح بازمی‌گردد مانند میل به هنر و شکوفایی استعدادها و ذوق‌ها

و نیز محبت و برادری نوعی عبادت تلقی می‌شد. اعتقاد مانویان بر این بود که در پایان جهان در نبرد بزرگ بین نور

و ظلمت روح بر ماده و نور بر ظلمت و خیر بر شر پیروز می‌شود و ارواح در بند که انوار خدایی هستند از زندان

 جسم و جهان آزاد شده و به سوی سرزمین روشنایی باز می‌گردند. اگرچه امروزه مانویان از صحنه روزگار کنار

 رفته‌اند و سده‌هاست که این دین دیگر پیروانی ندارد اما تاثیرات غیر قابل انکار آن را در عرفان اسلامی و

مسیحی می‌توان بازیافت






علاقه مانویان به نوشتن آثار خود همراه با خلاقیت هنری موجب گسترش فنون کتاب‌آرایی, نقاشی, موسیقی و

خوشنویسی گردید. پیروان دین مانی که دیناور نامیده می‌شدند در نشر عقاید و خلاقیت‌های ادبی و شاعرانه

خود بسیار کوشا بودند و همین باعث بوجود آمدن ادبیات و خط مانوی شد که عمدتا به زبان‌های سریانی, پارسی

میانه, پهلوی اشکانی, سغدی, قبطی, ترکی اویغوری و چینی بود. آثار مانویان معمولا بر روی چرم یا پاپیروس

نوشته می‌شد و نوشته‌ها با رنگ و شکل و طرح تزئین می‌شدند. مانی را بدلیل نگاشتن کتاب ارژنگ که

سرتاسر نقاشی بود پیامبر نقاش نیز خوانده‌اند[۷].


دین مانوی احتمالا در فاصله قرون سیزدهم تا هفدهم میلادی در جنوب چین برای همیشه از میان رفت.

نزدیک‌ترین دین زنده جهان به مانویت آیین مندایی است که صابئین استان خوزستان بدان معتقد می‌باشند.



  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 1391/11/25  10:45 ب.ظ

فاتک، نامی است که در منابع برای پدرِ مانی ذکر شده. او اهل شهر همدان بود که به تیسفون مرکز حکومت

اشکانی کوچیده بود.[۱] فاتک اشکانی تبار و همسرش مریم نیز از خاندانی اشرافی بنام کمسرگان بود که تبار

پارتی داشته و با شاهان اشکانی خویشاوند بودند. وی در ۲۱۶ م. در بابل، در روستایی به نامِ مردینو بر کران نهر

کوثی صاحب فرزندی به نام مانی شد.


فاتک ابتدا در همدان می‌زیست، اما این شهر را ترک گفت و به تیسفون نقلِ مکان کرد. چند سال پس از اینکه در

میان‌رودان (بین‌النهرین) ساکن شد، به یکی از فرقه‌های گنوسی گروید. از ویژگی‌هایِ خاصِ فرقه‌ای که فاتک بدان

گروید، ریاضت کشیِ جنسی بود، بنابراین فاتک همسرش را ترک کرد و با فرزندش در مسنه سکنی گزید.


این‌که این فرقه دقیقاً کدام فرقه بوده، مشخص نیست. در الفهرست آمده که فاتک به مغتسله گروید. اما

پاپیروسی یونانی به ما چنین می‌گوید که مانی تا جوانی به فرقه‌ای تعلق داشته که نامش الخسائیه (الکزایی)

بوده؛ بنابراین می‌بایست که فاتک به این فرقه گرویده باشد.


پس از اینکه مانی در سال ۲۴۰ م. تمامِ تعالیمِ دینِ خود را از همزادش، دریافت کرد، به دستورهمزادش، آیینش را

 بر خانواده‌ی خویش آشکار کرد. فاتک از نخستین کسانی بود که به آیینِ مانی گروید، و وی را هنگامی که برای

 اولین بار آیینش را به صورتِ عمومی آشکار کرد همراهی می‌کرد.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 1391/11/25  10:41 ب.ظ



آسمونتم می توانی همیشه بارونو تو چشمام ببینی. زمین مال زمین خوارها ،فضا مال فضا پیماها ، فقط تو مال من

♥♥ولنتاین مبارک♥♥


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 1391/11/25  10:37 ب.ظ

گنوستیسیزم یا غنوصی مذهبی است که در قرن دوم میلادی در کشور روم توسعه یافت. گنوستیک‌ها به ثنویت

 اعتقاد داشتند اما میان ثنویت مزدایی و دو پرستی گنوستیک‌ها فرق وجود دارد. بنابر اعتقاد مزدیسنان هر یک از دو

عالم مذکور هم معنوی است و هم مادی ولی گنوستیک‌ها بالعکس عالم روح را عین عالم نور و جهان ماده را عین

جهان ظلمت می‌دانستند. نتیجه این قسم اعتقادات نسبت به عالم این شد که بدبینی به اصل خلقت رواج گرفت و

پیروان این فکر به زهد و ترک مایل شدند. بی شک قبل از قرن دوم میلادی نیز هم افکار گنوستیکی وجود

داشته‌است زیرا که در میان یهودیان اسکندریه هم این افکار رایج بوده‌است. از قرن دوم به بعدگنوستیک‌ها برای تأئید

اقوال خویش به کتب مقدس عیسوی استناد می‌جستند. مسلک بازیلید، مسلک والانتن، و مسلکی که مرقیون و

 تصوفی که اوفیت‌ها، ناسن‌ها و الکزائیت‌ها آورده اند از انواع فرقه های گنوستیک هستند. این فرقه ها در عقاید و

 رسوم مذهبی باهم اختلاف دارند ولی با این وجود خط فکری مشترکی در تمامی آنها به چشم می‌خورد.[۱]


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
جمعه 1391/11/13  02:17 ب.ظ

[]

استن لورل (به انگلیسی: Stan Laurel)‏ با نام اصلی آرتور استنلی جفرسون (به انگلیسی: Arthur Stanley Jefferson)‏ (۱۶ ژوئن ۱۸۹۰ - ۲۳ فوریه ۱۹۶۵) کمدین انگلیسی سینمای آمریکا. وی همراه اولیور هاردی گروه دو نفره تشکیل دادند که به مدت سی سال فیلم‌های کمدی بسیاری را تولید کردند. و فقیرانه مردند...


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

خداحافظ گَری کوپر(به انگلیسی: Adieu Gary Cooper)‏ نام رمانی فلسفی سیاسی از نویسنده فرانسوی رومن گاری است. رمان درباره جوانی ۲۱ ساله به نام لنی است که از زادگاه خود آمریکا به کوه‌های سوییس پناه می‌برد و درباره فلسفه زندگی او و دیدگاه‌هایش است. رومن گاری «خداحافظ گَری کوپر» را در سال ۱۹۶۹ نوشت. سروش حبیبی این کتاب را در سال ۱۳۵۱ و چهار سال بعد از انتشار کتاب در فرانسه به فارسی ترجمه کرده‌است. رومن گاری «خداحافظ گَری کوپر» را ابتدا به انگلیسی نوشت و در ابتدا نام آن را ولگرد اسکی باز گذاشت.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 1391/11/7  07:32 ب.ظ

عده ای ازترس سقوط

خودباپای خودبه درون دره می روندارام ارام نابودمی شوند

عده ای ازترس سقوط خودراازبلندی پرتاپ می کنند

وعده ای اترس سقوط

دره راصاف می کنن اماخودزیرخاک هامدفون می شوند!!!

عده ای ازترس سقوط

فاصله هارابیشترمی کنن امادرسراشیبی زندگی سقوط می کنند

وعده ی دیگری ازترس سقوط پلی روی دره می سازند

به این امیدکه دره کوچک باشداماپهنای دهانه ی دره بی نهایت است........

ومن دربرابرپرتگاه سقوط می ایستم وتنهابه اسمان می نگرم

توازترس سقوط چه می کنی؟؟؟


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
جمعه 1391/11/6  06:39 ب.ظ


به نام خدا
یکی ازاشنایان ماسرکاردچارسوختگی شدیدشده وبالاتنه ی اوبه طورکامل سوخته است
لطفابرای ایشون دعاکنید...


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
جمعه 1391/11/6  05:35 ب.ظ

(دم-گرم و تر-بهار-هوا)
، (صفراء-گرم و خشک- تابستان-آتش)
، (سوداء-سرد و خشک- پاییز-خاک)،
 (بلغم-سرد و تر-زمستان-آب)


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
جمعه 1391/11/6  05:19 ب.ظ

هملت در پی رام ساختن طبع وحشی انسان است. اما در عملی ساختن این هدف در تردید و وسوسه قرار می‌گیرد. از تردید و دو دلی دچار افسردگی می‌شود. "بودن یا نبودن" پرسش بزرگ هملت است. احتجاج هملت شکسپیر بر سر دوراهی انتخاب؛ یا مبارزه علیه امواج دریای فتنه و ریا و ایستادگی در برابر شرارت و پلیدی است و سزاوار صفت انسان بودن و یا تسلیم خواریِ بخت شدن و بزرگوارانه تقدیر محتوم را پذیرفتن و آنگاه در حضیض روزمرگی، عمر دو روزه را با ذلت گذراندن را شکسپیر درنمایشنامه اینگونه بیان می‌کند .[۱۵]


اولین نسخه چاپى تك گویى
بودن، یا نبودن، سوال اینجاست

آیا شایسته تر آنست که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفا پیشه تن در دهیم،

و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟

بمیریم، به خواب رویم- و دیگر هیچ؛

و در این خواب دریابیم که رنج‌ها و هزاران زجری
که این تن خاکی می‌کشد، به پایان آمده.

این سر انجامی است که مشتافانه بایستی آرزومند آن بود.

مردن، به خواب رفتن، به خواب رفتن، و شاید خواب دیدن...

ها! مشکل همینجاست؛ زیرا اندیشه اینکه در این خواب مرگ

پس از رهایی از این پیکر فانی، چه رویاهایی پدید می‌آید

ما را به درنگ وا می‌دارد. و همین مصلحت اندیشی است

که این گونه بر عمر مصیبت می‌افزاید؛

وگرنه کیست که خفّت و ذلّت زمانه، ظلم ظالم،

اهانت فخرفروشان، رنج‌های عشق تحقیر شده، بی شرمی منصب داران

و دست ردّی که نا اهلان بر سینه شایستگان شکیبا می‌زنند، همه را تحمل کند،

در حالی که می‌تواند خویش را با خنجری برهنه خلاص کند؟

کیست که این بار گران را تاب آورد،

و زیر بار این زندگی زجرآور، ناله کند و خون دل خورد؟

اما هراس از آنچه پس از مرگ پیش آید،

از سرزمینی ناشناخته که از مرز آن هیچ مسافری بازنگردد،

اراده آدمی را سست نماید؛

و وا می‌داردمان که مصیبت‌های خویش را تاب آوریم،

نه اینکه به سوی آنچه بگریزیم که از آن هیچ نمی‌دانیم.

و این آگاهی است که ما همه را جبون ساخته،

و این نقش مبهم اندیشه‌است که رنگ ذاتی عزم ما را بی رنگ می‌کند؛

و از اینرو اوج جرأت و جسارت ما

از جریان ایستاده

و ما را از عمل باز می‌دارد.

آه دیگر خاموش، افیلیای مهربان! ای پری زیبا، در نیایش‌های خویش، گناهان مرا نیز به یاد آر.


افلیامعشوقه هملت پسرشاه مرده(قبلی)وبرادرزاده شاه کنونی بوده که افلیاوقتی می فهمه دیوانه شده ودررودخانه خودش روغرق میکنه


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 1391/11/5  04:43 ق.ظ
نوع مطلب: (اندیشه من ،عرفان ،فلسفه ،اسلام ،) توسط: اندیشه من

حرکت جوهری مبحثی در فلسفه اسلامی است که آغازگر آن ملاصدرا بود. حرکت جوهری، حرکتی است که در ذات اشیاء (جوهر) روی می‌دهد. بدین ترتیب ملاصدرا عقیده داشت که در نظام عالم، خدا فیض وجود را ناشی می‌کند و جهان هر دم، در حال آفریده شدن است.

توضیح مسئله

ملاصدرا در مخالفت با استادش میرداماد که خود پیرو سهروردی بود، مدعی شد که «وجود» امری حقیقی است و ماهیت امری اعتباری. صدرا درباره حرکت نیز نظریه جدیدی عرضه کرد که به حرکت جوهری مشهور است. تا قبل از آن تمامی فلاسفه مسلمان معتقد به وجود حرکت در مقولات نه گانه عرض بودند و حرکت را در جوهر محال می‌دانستند. اما صدرا معتقد به حرکت در جوهر نیز بود و موفق شد چهار جریان فکری یعنی کلام، عرفان، فلسفه افلاطون و فلسفه ارسطو را در یک نقطه گرد آورد و نظام فلسفی جدید و مستقلی به وجود آورد.[۱]

طبق این نظریه، در جهان کون و فساد وجود ندارد و فقط حرکت وجود دارد. اساس جهان هستی از جوهر تشکیل شده و اعراض اموری تابع و طفیلی هستند. ارسطو و ابن سینا، جوهر را ثابت پنداشته‌اند که گهگاه دچار تغییرات دفعی می‌شوند. حال آنکه در سراسر جهان ماده، ثبات وجود ندارد. جهان متحرک است، یک «شدن» و حرکت مداوم است. حرکت و متحرک عین یکدیگرند. تنها در اعراض است که متحرک و حرکت دوتا و جدا هستند. لکن در جوهر، متحرک و حرکت یکی است.

مآخذ

ملاصدرا منابع خود را در رسیدن به این موضوع چنین معرفی کرده‌است:




  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

حکمت متعالیه، مکتب ملاصدرا است که بر پایهٔ «وجود» و تمایز آن از «ماهیت» استوار است. پس از وی این مکتب توسط علمای مسلمان پرورده شد. پیش از ملاصدرا فیلسوفان قادر به فهم تفاوت این دو نبودند، اما ملاصدرا مرز این دو مفهوم را به خوبی روشن نمود.


بنابر دیدگاه او، بدیهی‌ترین مسئلهٔ جهان، مسئلهٔ وجود یا هستی است که ما با علم حضوری و دریافت درونی خود آن را درک کرده و نیازی به اثبات آن نداریم. اما ماهیت یا سرشت آن چیزی است که سبب گوناگونی و تکثر پدیده‌ها می‌شود و به هر موجود قالبی ویژه می‌بخشد. همهٔ پدیده‌های جهان در یک اصل مشترکند که همان «وجود» نام دارد و وجود یگانه است زیرا از هستی‌بخش (یعنی خداوند یگانه) سرچشمه گرفته، اما ویژگی‌های هر یک از این پدیده‌ها از تفاوت میان ذات و ماهیت آن‌ها حکایت دارد. برابر این دیدگاه، اصل بر وجود اشیاء است و ماهیت معلول وجود به شمار می‌آید.

ملاصدرا در مخالفت با استادش میرداماد که خود پیرو سهروردی بود، مدعی شد که «وجود» امری حقیقی است و ماهیت امری اعتباری. صدرا درباره حرکت نیز نظریه جدیدی عرضه کرد که به حرکت جوهری مشهور است. تا قبل از آن تمامی فلاسفه مسلمان معتقد به وجود حرکت در مقولات نه گانه عرض بودند و حرکت را در جوهر محال می‌دانستند. اما صدرا معتقد به حرکت در جوهر نیز بود و موفق شد چهار جریان فکری اسلامی یعنی کلام، عرفان، فلسفه افلاطون و فلسفه ارسطو را در یک نقطه گرد آورد و نظام فلسفی جدید و مستقلی به وجود آورد


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 1391/11/5  03:49 ق.ظ
نوع مطلب: (اندیشه من ،) توسط: اندیشه من

الملل و النحل کتابی است برپایهٔ مذاهب و دیانات واعتقادات ملت‌های مختلف جهان، مخصوصاً در آن دوران که مؤلف می‌زیسته‌است. این کتاب توسط محمد بن عبدالکریم شهرستانی به زبان عربی نوشته شده‌است. در آن مراتبی دربارهٔ آداب و رسوم دین زرتشتی وجود دارد.[۱] در این کتاب شهرستانی جهان را به هفت اقلیم تقسیم وشرح می‌نماید وچنین می‌گوید:

  • در هفت اقلیم دنیا طبق روال آن زمان کسانی در این اقالیم هفتگانه وجود دارند که

از لحاظ زبان، طبایع، انفس، شکل ورنگ اختلاف گوناگونی دارند.

  • تقسیم هفت اقلیم به جهات اربع که عبارت‌اند از: شرق، غرب، جنوب، شمال. انسان‌هایی در این جهات اربع زندگی می‌کنند که لغات وطبایع مختلف با همدیگر دارند.
  • شهرستانی مللهایی که در این جهات اربع زیست می‌کنند به چهار ملل بزرگ تقسیم کرده‌است که عبارت‌اند از:عرب، عجم، روم و هند

این کتاب دائرة‌المعارف مختصری از ادیان و مذاهب وفرق وآراء فلاسفه در ماوراء طبیعت است که در عصر مؤلف شناخته شده‌بود. این کتاب مورد اعجاب وتقدیر مردم آن دوران چه در شرق و چه در غرب قرار گرفته‌بود. کتابیست بسیار مفید. کتاب مزبور به چندین لغات زنده دنیا ترجمه شده‌است. «کتاب الملل والنحل» توسط عالم وفیلسوف آلمانی، هابرکر به زبان المانی ترجمه شده‌است. هابرکر در مقدمهٔ ترجمهٔ خود می‌گوید:(مردم جهان توسط شهرستان توانستند به تاریخ فلسفهٔ قدیم وجدید پی ببرند). همچنین عالم آلمانی که ترجمهٔ دوم این کتاب انجام داده‌است، مقدمهٔ شایانی برای کتاب نوشته‌است ودر مقدمهٔ ترجمه خود بنام کتابی پربار وبسیار مفید یاد کرده‌است. این کتاب اکنون با ترجمه فارسی دکتر محسن ابوالقاسمی با نام دین‌ها و کیش‌های ایرانی در دوران باستان به روایت شهرستانی (انتشارات هیرمند) در بازار موجود است.



  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 1391/11/5
نظرات()   
   
پنجشنبه 1391/11/5  03:39 ق.ظ
نوع مطلب: (اندیشه من ،اسلام ،عرفان ،فلسفه ،) توسط: اندیشه من



مذهب سُنّی یکی از مذاهب دین اسلام است که اکثریت مسلمانان (75%) تا(۹۰٪) را در بر می‌گیرد. اهل سنت و جماعت معتقدند که محمد، پیامبر اسلام، پس از خود جانشینی تعیین ننموده‌است.
باوجود این، احادیث پیامبر همچون حدیث منزلت و حدیث ثقلین و وقوع غدیر خم را رد نمی‌کنند، ولی مناسبت آن ها را در مورد تعیین جانشینی علی بن ابی طالب تایید نمی‌نمایند و معتقدند باید مسلمانان با تشکیل شورا یکی از افراد جامعه را به عنوان خلیفهٔ خود برگزینند، هر چند که برای تعیین خلفای بعدی این اصل زیر پا گذاشته شد و اجماع صورت نگرفت. از این رو پس از درگذشت محمد و قبل از تدفین وی، نخست با تشکیل شورا در سقیفه بنی ساعده، با اینکه همهٔ مسلمانان یا نمایندگان همهٔسلمانان در شورا شرکت نداشتند (از جمله عباس عموی پیغمبر و علی داماد ایشان که در حال انجام مراسم تدفین پیامبر بودند)، طبق سنت شورا و بیعت، ابوبکر را که از صحابه (یاران) و نزدیکان محمد بود برای خلافت بعد از محمد بر جامعه مسلمانان انتخاب کردند.

این چهار تن به همراه امام حسن که مدت خلافت کوتاهی داشته اند به خلفای راشدین معروف‌اند که به‌ترتیب عبارت‌اند از:

مسلمانان اهل سنت، قرآن را کتابی محفوظ می‌دانند و اسلام را در پیروی از قرآن و سنت محمد می‌دانند، هرچند که عمر (خلیفۀ دوم) کتاب خدا و عمل به آن را کافی می دانست. آنان در مسایل فقهی، ابتدا قرآن و سپس احادیث محمد و بعد از آن احادیث معتبر صحابه و اجماع را مورد استفاده قرار می‌دهند.

مذهب اهل سنت در دو مکتب اصولی اعتقادی یعنی اشعری و ماتریدی واز لحاظ علوم فقهی به چهار مذهب فروعی و عملی حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی تقسیم می‌گردد.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 1391/11/5
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2