تبلیغات
اندیشه من-2 - اندیشه من-2 - مطالب من
اندیشه من-2 تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است
به جرم ازادی خواهی نویسنده : من


مداوای مرد زخمی شده با تفنگ ساچمه‌ای در تظاهرات بحرین. (آسوشیتدپرس)
نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
لغت نامه-طنز-2 نویسنده : من
باتشکرازسایت ایران سان

اعصاب : چیزیست که هیچکس ندارد ولی توقع دارند تو داشته باشی.
 

خلاق: آدمی که حداقل بیست دلیل برای انتخاب روش ابلهانه خود دارد.
 

بزرگسال: فردی که از سن رشد طولی گذشته و مشغول رشد عرضی است.



لوازم آرایشی: ابزاری که زن زیبا را زشت و زن زشت را زشت تر نشان می دهد.
 

عشق: یکی از خفن ترین بیماری های بشر که تنها راه از بین رفتنش، ازدواج است.
 

مالیات: می گویند باید با لبخند پرداخت کرد، اما من امتحان کردم، نقد می خواستند.
 


منوآل (هلپ): قسمتی از رایانه که به شما در یافتن سوال های بیشتر کمک می کند.
 

قبر: مکانی برای استراحت متوفی تا وقتی که سر و کله یک باستان شناس پیدا شود.
 

بیماری خوشخیم: یک بیماری که قرار نیست به این زودی ها از دستش خلاص بشوید.




هر ننه قمری : کلمه ای عمده ی ایرانیان از آن برای خطاب کردن سایرین استفاده میکنند
 

بکاپ: کاری که همیشه وقتی یادتان می افتد انجام دهید که اطلاعاتتان به گاف رفته است.
 

گیاهخواری: طریقه ای از زندگی که قدیما، شکارچیان دست و پا چلفتی اختراع کرده بودند .
 



زن همسایه : موجودی که ساعت ها دم در حرف میزند اما داخل نمیاد چون دیرش میشود .
 

رزومه: جمع آوری هرگونه اطلاعات غلط درباره خود به منظور دستیابی به یک شغل پردرآمدتر
 

ازدواج: وقتی که دو نفر تبدیل به یک نفر می شوند، اما مشکل اینجاست که دقیقا کدام یک؟





پیری: وقتی آره یعنی نه، شاید یعنی حتما، جالبه یعنی خاطره و نوه آویزان از یخچال می شود.
 

صداقت: حالتی که شما پس از نوشیدن هفده دلستر لیمویی پشت سر هم دچارش می شوید.
 

هالک شگفت انگیز: بر و بچه های بدنساز، پس از پایان تمرین، چنین تصوری از هیکل خود دارند .
 

جالبه: کلمه ای که در چت های محترمانه، به منظور پایان مکالمه طرف مقابل استفاده می شود.
 

و غیره: علامتی که این مفهوم را می رساند؛ شما بیش از چیزی که واقعا می فهمید، می فهمید.
 

شخصیت: آن چیزی است که اگر شما آن را از دست بدهید، همه اطراف شما را خالی خواهند کرد.


پزشک: آدمی که با قرص هایش درد را از شما گرفته و با صورت حسابش، مرگ را به شما هدیه می دهد.
 

خانه داری: مجموعه کارهایی که درون خانه صورت می گیرد، شامل خوابیدن تا لنگ ظهر و تماشای تلویزیون
 

دبستان: روزهای خوش نوجوانی، مشق شب، فحش بابا، فلک معلم، شلنگ ناظم، خوشی در مراسم ختم.
 

فهرست خرید: لیستی که تهیه اش ساعت ها طول می کشد اما در فروشگاه به یاد می آورید که جا گذاشته اید.


نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
لغت نامه-طنز-1 نویسنده : من
باتشکرازسایت ایران سان

طلاق: مرحله ای مابین ازدواج و مرگ
 

کار: وقفه ای مشمئز کننده بین خواب و خواب
 

بالماسکه : آن چیز برای ما است (در زبان قمی)
 


مترو:تلفیقی از کنسرو ، چرخ گوشت ، بوی بد و قطار
 

مرگ: درمان دردها به طور ناگهانی و با کمترین مخارج
 

فردا: یک تکنولوژی ساده برای رهایی از کارهای امروز .
 



مغز: ارگانی از بدن که ما فکر می کنیم که فکر می کند.
 

روماتیسم: عشقولانه ترین بیماری کشف شده تاکنون .
 

تجربه: نامی که آدم ها روی اشتباهات خود می گذارند .
 


مهندس : به کسی میگویند که همیشه در کارها گند میرند .
 

پارادوکس: نسخه دو پزشک برای یک بیمار، نشانگر آن است.
 


کشمش: انگوری که خود را ساعت ها زیر آفتاب برنزه کرده است.


دانشگاه: یک دوره چهارساله که ازش چیز بیشتری یادم نمی آید .
 

طراز: عبارتی که روزی قرار است به کسی بگویید و پشیمان شوید .


قابل اجتناب: دقیقا به کاری می گویند که یک گاوباز انجام می دهد .
 

لباسشویی: یکی از لوازم خانگی که مخصوص خوردن جوراب است



 


نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
به خاک افتادن زیباست اگر نویسنده : من


زمین خوردن چه زیباست اگر هدف بوسیدن خاک پای مادر باشد...

نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
رفیق نویسنده : من
روزی رفیق برای حفظ جان رفیقش خود را جلوی گلوله مینداخت..
و امروز رفیق، از رفیق خود سکویی میسازد که پا بر روی او گذارد و پیشرفت کند...

نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
نامردی نویسنده : من

پیامی دیگر آوردم
به مردان اینجا نگاه مکن
اسمشان مرد است ؛ من اگر خوردم زمین به نامردی همین مردان بود
زمین مرد بود که مرا بلند کرد
خودت را زمین بزن ؛ اما دست مردان اینجا را نگیر

نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
احساساتم رابه داراویختم نویسنده : من


احساسم را به دار آویختم
منطقم را به گلوله بستم
لعنت به هر دو که عمری بازیم دادند
دیگر بس است، میخواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم!
نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دستم بوی گل میداد نویسنده : من

دستم بوی گل میداد،
مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند
اما هیچکس فکر نکردکه،
من شاید گل کاشته باشم

نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
سیاهی لب نویسنده : من


سیاهی لبهایم از سیگار نیست…!
سیاه پوش هزار حرفه نگفته است


نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
ازارزش هایت دست نکش نویسنده : من


هیچ گاه به خاطر هیچکس از ارزش هایت دست نکش !
چون اگر روزی آن فرد از تو دست بکشد ،
تو می مانی و یک ” من ” بی ارزش !

نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
بی وجدان نویسنده : من
آدمیزاد بی غذا دو ماه دوام می آورد
بی آب ، دو هفته
بی هوا ، چند دقیقه
بی”وجـــدان”، خـیلی . . .
متاسفانه خیلی !
نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
  • تعداد صفحات :17
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  
اَبر برچسبها
آمار
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان
تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید دیروز از وبلاگ
تعداد بازدید ماه قبل
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تاریخ آخرین بازید از وبلاگ
نظرسنجی
چرا وبلاگ زدی؟
نویسندگان