تبلیغات
اندیشه من-2 - اندیشه من-2 - مطالب ابر اندیشه من
اندیشه من-2 تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است
صباصبا نویسنده : من

                                           


 

نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
حنانه نویسنده : من

( ستون استون استن حنانه ) معروف است که رسول ( ص ) در مسجد خویش بستونی چوبین تکیه میکرد و وعظ میفرمود تا هنگامی که منبری سه پایه از حبشه برای آن حضرت بارمغان آوردند. چون حضرت ستون را ترک گفت و برای وعظ بالای منبر رفت ستون بفریاد در آمد و از فراق پیامبر بنالید و بهمین سبب آنرا ستون حنانه نامیدند .
بسیارناله‌کننده‌ازشدت‌مهرومحبت
(صفت ) بسیار ناله کننده نوحه کننده ستون حنانه .

نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
حیلت رهاکن عاشقان نویسنده : من
 حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو



نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
خَرِمن دو، سه، روزه، یونجه نخورده. نویسنده : من

.« خَرِمن دو، سه، روزه، یونجه نخورده. خَرِمن پس چرا نمرده، من از گوش خرم، گوش

خرم، آیینه می‌سازم، من به خرم می‌نازم. خرمن دو، سه، روزه، یونجه نخورده، خرمن پس

چرا نمرده، من از پوست خرم، پوست خرم، جاجیم می‌سازم، من به خرم می‌نازم.خر من دو

، سه، روزه یونجه نخورده، خرمن پس چرا نمرده.من از دمب خرم دمب خرم جارو می‌سازم،

من به خرم می‌نازم..»


این شعرهمین طورادامه پیدامی کندیعنی شماهی میای خربدبخت روتیکه تیکه تیکه می کنیدوبهش افتخارمی کنیدواین یه چیزکاملااختیاری است امکان داره شماگوش خرتون روبخوایدشیپوربسازین امکان داره دم خرتونوبخواین ازش طناب بسازید!



طبقه بندی: انباریه
نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
گریه ئ گیاه را نمی سرود نویسنده : من

شعری ازحمیدمصدق


ای شما!ای تمام عاشقان هر کجا!

از شما سوال می کنم:

نام یک نفر غریبه را در شمار نام هایتان اضافه می کنید ؟

یک نفر که تا کنون

رد پای خویش را، لحن مبهم صدای خویش را،

شاعر سروده های خویش را نمی شناخت
نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
اندیشه من!!! نویسنده : من
اسم اصلی شعراین نیست
شعری ازحمیدمصدق

در شبان غم تنهایی خویش
عابد چشم سخنگوی توام
من در این تاریکی
من در این تیره شب جان فرسا
زائر ظلمت گیسوی توام
گیسوان تو پریشان تر از اندیشه ی من
گیسوان تو شب بی پایان
جنگل عطرآلود
شکن گیسوی تو
موج دریای خیال
کاش با زورق اندیشه شبی
از شط گیسوی مواج تو من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم
کاش بر این شط مواج سیاه
همه ی عمر سفر می کردم

شب تهی از مهتاب
شب تهی از اختر
ابر خاکستری بی باران پوشانده
آسمان را یکسر
ابر خاکستری بی باران دلگیر است
و سکوت تو پس پرده ی خاکستری سرد کدورت افسوس
سخت دلگیرتر است
شوق بازآمدن سوی توام هست
اما
تلخی سرد کدورت در تو
پای پوینده ی راهم بسته
ابر خاکستری بی باران
راه بر مرغ نگاهم بسته
داستان خیلی خیلی قشنگ نویسنده : من

مردی به نام استیو، برای انجام مصاحبه حضوری شغلی که صدها متقاضی داشت به شرکتی رفت. مدیر شرکت، به جاى آن که سین جیم کند، یک ورقه کاغذ گذاشت جلوی استیو و از او خواست برای استخدام، تنها به یک سوال پاسخ بدهد.

سوال این بود: شما در یک شب بسیار سرد و توفانى، در جاده اى خلوت رانندگى می کنید، ناگهان متوجه می شوید که سه نفر در ایستگاه اتوبوس، به انتظار رسیدن اتوبوس، این پا و آن پا می کنند و در آن باد، باران و توفان چشم به راه کمک هستند.

یکى از آن ها پیر زن بیمارى است که اگر هر چه زودتر کمکى به او نشود ممکن است همان جا در ایستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند.

دومین نفر، صمیمى ترین و قدیمى ترین دوست شماست که حتى یک بار شما را از مرگ نجات داده است و نفر سوم، همسر آینده شماست که حالا با او در دوران نامزدی به سر می برید؛ اما خودروی شما فقط یک جاى خالى دارد، شما از میان این 3 نفر کدام یک را سوار مى کنید؟ پیرزن بیمار؟ دوست قدیمى؟ یا نامزدتان را؟

جوابى که استیو نوشت باعث شد از میان صدها متقاضى، به استخدام شرکت در آید. پاسخ این بود: من سوئیچ ماشینم را می دهم به آن دوست قدیمى ام تا پیر زن بیمار را به بیمارستان برساند، و با نامزدم در ایستگاه اتوبوس می مانم تا شاید اتوبوس از راه برسد.

طبقه بندی: پیک نوروز
نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
مثل ماهی پر ویتامین نویسنده : من

مثل ماهی پر ویتامین


 مثل سبزه پر از کلروفیل


 مثل سمنو پر از قند


 مثل سنبل پر ازرنگ


 مثل سیب پر از خاصیت

و مثل سکه پر از قیمت هستم!


اینا خصوصیات شخصی بنده بود!
فرستادم تا در جریان باشید

 

نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
لغت نامه-طنز-2 نویسنده : من
باتشکرازسایت ایران سان

اعصاب : چیزیست که هیچکس ندارد ولی توقع دارند تو داشته باشی.
 

خلاق: آدمی که حداقل بیست دلیل برای انتخاب روش ابلهانه خود دارد.
 

بزرگسال: فردی که از سن رشد طولی گذشته و مشغول رشد عرضی است.



لوازم آرایشی: ابزاری که زن زیبا را زشت و زن زشت را زشت تر نشان می دهد.
 

عشق: یکی از خفن ترین بیماری های بشر که تنها راه از بین رفتنش، ازدواج است.
 

مالیات: می گویند باید با لبخند پرداخت کرد، اما من امتحان کردم، نقد می خواستند.
 


منوآل (هلپ): قسمتی از رایانه که به شما در یافتن سوال های بیشتر کمک می کند.
 

قبر: مکانی برای استراحت متوفی تا وقتی که سر و کله یک باستان شناس پیدا شود.
 

بیماری خوشخیم: یک بیماری که قرار نیست به این زودی ها از دستش خلاص بشوید.




هر ننه قمری : کلمه ای عمده ی ایرانیان از آن برای خطاب کردن سایرین استفاده میکنند
 

بکاپ: کاری که همیشه وقتی یادتان می افتد انجام دهید که اطلاعاتتان به گاف رفته است.
 

گیاهخواری: طریقه ای از زندگی که قدیما، شکارچیان دست و پا چلفتی اختراع کرده بودند .
 



زن همسایه : موجودی که ساعت ها دم در حرف میزند اما داخل نمیاد چون دیرش میشود .
 

رزومه: جمع آوری هرگونه اطلاعات غلط درباره خود به منظور دستیابی به یک شغل پردرآمدتر
 

ازدواج: وقتی که دو نفر تبدیل به یک نفر می شوند، اما مشکل اینجاست که دقیقا کدام یک؟





پیری: وقتی آره یعنی نه، شاید یعنی حتما، جالبه یعنی خاطره و نوه آویزان از یخچال می شود.
 

صداقت: حالتی که شما پس از نوشیدن هفده دلستر لیمویی پشت سر هم دچارش می شوید.
 

هالک شگفت انگیز: بر و بچه های بدنساز، پس از پایان تمرین، چنین تصوری از هیکل خود دارند .
 

جالبه: کلمه ای که در چت های محترمانه، به منظور پایان مکالمه طرف مقابل استفاده می شود.
 

و غیره: علامتی که این مفهوم را می رساند؛ شما بیش از چیزی که واقعا می فهمید، می فهمید.
 

شخصیت: آن چیزی است که اگر شما آن را از دست بدهید، همه اطراف شما را خالی خواهند کرد.


پزشک: آدمی که با قرص هایش درد را از شما گرفته و با صورت حسابش، مرگ را به شما هدیه می دهد.
 

خانه داری: مجموعه کارهایی که درون خانه صورت می گیرد، شامل خوابیدن تا لنگ ظهر و تماشای تلویزیون
 

دبستان: روزهای خوش نوجوانی، مشق شب، فحش بابا، فلک معلم، شلنگ ناظم، خوشی در مراسم ختم.
 

فهرست خرید: لیستی که تهیه اش ساعت ها طول می کشد اما در فروشگاه به یاد می آورید که جا گذاشته اید.


نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
لغت نامه-طنز-1 نویسنده : من
باتشکرازسایت ایران سان

طلاق: مرحله ای مابین ازدواج و مرگ
 

کار: وقفه ای مشمئز کننده بین خواب و خواب
 

بالماسکه : آن چیز برای ما است (در زبان قمی)
 


مترو:تلفیقی از کنسرو ، چرخ گوشت ، بوی بد و قطار
 

مرگ: درمان دردها به طور ناگهانی و با کمترین مخارج
 

فردا: یک تکنولوژی ساده برای رهایی از کارهای امروز .
 



مغز: ارگانی از بدن که ما فکر می کنیم که فکر می کند.
 

روماتیسم: عشقولانه ترین بیماری کشف شده تاکنون .
 

تجربه: نامی که آدم ها روی اشتباهات خود می گذارند .
 


مهندس : به کسی میگویند که همیشه در کارها گند میرند .
 

پارادوکس: نسخه دو پزشک برای یک بیمار، نشانگر آن است.
 


کشمش: انگوری که خود را ساعت ها زیر آفتاب برنزه کرده است.


دانشگاه: یک دوره چهارساله که ازش چیز بیشتری یادم نمی آید .
 

طراز: عبارتی که روزی قرار است به کسی بگویید و پشیمان شوید .


قابل اجتناب: دقیقا به کاری می گویند که یک گاوباز انجام می دهد .
 

لباسشویی: یکی از لوازم خانگی که مخصوص خوردن جوراب است



 


نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
اَبر برچسبها
آمار
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان
تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید دیروز از وبلاگ
تعداد بازدید ماه قبل
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تاریخ آخرین بازید از وبلاگ
نظرسنجی
چرا وبلاگ زدی؟
نویسندگان